سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم های نگران آینه ی تردیدند
نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند
چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند
غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند
در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیایی همه ساعتها و ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند
قیصر امین پور
توهم توطعه
شنيدم يكي از كانديداهاي معترض به نتايج انتخابات در پاسخ به وزير اطلاعات راجع به نحوه بروز تقلب 11 مليوني از نظر وي گفته: آنها برخي صندوق ها را دوجداره توليد كرده اند و از قبل برگه هاي دلخواه خود را در جداره زيرين جاسازي كرده بودند و هنگام باز كردن صندوق براي شمارش آرا ناگهان برگه هاي راي مردم با برگه هاي از قبل جاسازي شده جابجا شده و آنچه مورد شمارش قرار گرفته برگه هاي از قبل جاسازي شده است. اگر من اين حرف را از ننه جون يكي از كانديداها مي شنيدم سعي مي كردم جلو خندم رو بگيرم و با مقداري توضيحات اين شكش را برطرف كنم. اما متاسفانه اين مورد بسيار متفاوت است. احساس غالبم تو اين مورد يك احساس غم سنگينه.
جاي ديگر يكي از اعضاي ستاد انتخاباتي يكي از كانديداهاي معترض مدعي شده بود كه آنها رنگ دكوراسيون صحنه اي كه كانديداها در آن به معرفي برنامه هاي خود مي پرداختند طوري انتخاب كرده بودندكه بينندگان را به سمت كانديد خاصي هدايت كند و به اين طريق دست هاي پنهان فتنه را در پشت صحنه انتخابات رويت كرده بود. فرد ديگري نيز مدعي شده بود كه آنها قبل از انتخابات با پرداخت پول به مردم اثر انگشت مردم را بر روي برگه هاي راي ثبت كرده و در روز انتخابات به صندوق ريخته اند.
نيازي نمي بينم كه دليل غلط بودن ادعاهاي فوق را بيان كنم كه به نظر من كاملا روشن است و اصلا هدف من در اين صحبت اثبات اشتباه بودن چنين ادعاهايي نيست. ( كه البته متاسفانه كم هم نيستند) مي خواهم از ايران صحبت كنم. از يك ملت بزرگ.
شهيد بهشتي سخني دارند با اين مضمون كه هرگاه ملتي دستهاي فتنه بيگانگان را نبيند و در عوض مقابل يكديگر صف آرايي كنند، بزرگترين اشتباه را كرده است...
فراموش كرده ايم دشمن داريم؟ هشت سال جنگ نابرابر را فراموش كرده ايم؟ ناله هاي مادران جوان داده را نشنيديم؟ يكي يكي پر كشيدن سينه سوخته هاي جنگمان را نمي بينيم؟ موشك باران شهرهايمان را يادمان نيست؟ هواپيماي مسافربريمان را كه هدف موشك قرار گرفت چه طور؟ آيا هفت تير فقط اسم يك ميدان است؟ به خون غلتيدن هزاران نفر از برادرانمان در خيابان هاي شهرمان دروغ است؟ آن زمان بشر نبوديم كه در دنيا هيچ يك از مدعيان دم از تضييع حقوق بشر نزد؟ چه كرديم كه ناگهان امروز بشر شديم؟
جناب كانديداي معترض، كانديد مقابل را به وهم توطعه از جانب بيگانه متهم كرديد. در مورد این حرفتان قضاوت نمی کنم. اما اي كاش توهم شما نيز دامن بيگانه را مي گرفت تا آتش گرفتن خيابان هاي شهرمان رانمي ديديم. تا زخم هاي كهنه مان با ديدن تبسم قاتلان جوانانمان تازه نمي شد.
جناب كانديداي معترض همه مي دانيم با ايده آل فاصله زيادي داريم. بايد ايران را بسازيم، نه بعد از آنكه آن را بدست خود ويران كرديم.
چند شبي است صداي فرياد و ترقه با هدف ابراز مخالفت با نتيجه انتخابات فضاي آروم شب رو به هم مي زنه. شب هايي كه خدا آن رو مايه سكون قرار داده، چند شبي است كه آتيش التهاب رو در دل ها روشن مي كنه. شب هايي كه زمان جمع شدن اعضاي خانواده و ديدار تازه كردن با هم محلي ها بود شده محل ابراز تفاوت ها. آنچه تو اين مدت معلوم شده اينه كه تو آپارتمان ما حسن آقا رايي متفاوت با آقا رضا، آقا ابراهيم و اقاي اسدي داره و ميونه آقاي ميرزايي و پسرش هم كه مخالف فرياد هاي شبانه است به هم خورده. محمد و رضا هم كه از ده سال پيش با هم تو يه محل زندگي مي كنيم شب ها با هم مسابقه مي ذارند كه مبادا نظر يك كدومشون در ميان فرياد ها گم بشه. خدا كنه اين اختلافشون فقط در حد مسابقه شبانه باقي بمونه. انگار چند روزي هم هست چند تا از هم محلي ها از سوپريه علي آقا خريد نمي كنن. نمي دونم اين رنگا چقدر ارزش دارن كه ماها رو مقابل هم قرار مي دن.
تو مناظره هاي انتخاباتي شنيدم كه يكي از كانديداها ديگري رو متهم مي كرد كه شما توي خانواده ها و محله ها اومدين رو يه عده برچسب خودي زديد و رو يه عده برچسب غير خودي. اين كانديدا معترض بود كه چرا با اين كار باعث ايجاد تفرقه و شكاف بين مردمي مي شيد كه اصولاً مشكلي با هم ندارند. اون موقع معني اين حرف رو نفهميدم. اما اين شبا و روزا دارم با پوست و استخونم اين رو حس مي كنم. الان ديگه منم كه خارج از گود ايستادم كم كم دارم آدم ها رو به رنگ مچبند دستاشون و شعار شبانشون مي بينم. ولي اوني كه همچنان برام مجهوله اينه كه چرا اون كانديد معترض كس ديگه اي رو به خاطر نتايج آينده كارهاي خودش متهم مي كرد!!
اون شب مناظره حرف از قانون مداري و قانون گريزي هم شد. اتفاقاً بازم همون كانديد مذكور طرف مقابل رو به بي قانوني متهم كرد. هشدار داد كه بي قانوني منجر به ديكتاتوري مي شه. البته طرف مقابل اون هم آمار و ارقامي از ميزان بي قانوني ها نشون داد و برخي عملكرد هاي خارج از قانون اون رو متذكر شد. با موضع كانديد اولي موافق بودم. نظر من هم احترام به قانونه. هيچ گونه عمل خلاف قانوني از دولت قابل پذيرش نيست. اما اون شب معني اين حرف كه بي قانوني منجر به ديكتاتوري ميشه رو هم درست نفهميدم.
چند روز پيش واسه انجام كاري از چند تا كارگر اهل لرستان كمك گرفتم. اونا نه مچبندي داشتند كه نظرشون رو با اون فرياد بزنند، نه ماشين كه تو محله هاي بالاشهر تهران ويراژ بدن و با بوق ممتد اعتراض كنند. چون حامي هاي گردن كلفت داخلي يا گردن كلفت تر خارجي هم نداشتن مجبور بودن شب ها بعد از كار تو شلوغي شهر زود بخوابن تا صبح زود واسه كار آماده باشند. رسانه و روزنامه اي هم نداشتن كه حرفاشون رو بزنن. سهمشون تو اين همه هياهو يه برگه راي بود كه اسم كانديد هوادارشونو روش نوشته بودن و به صندوق انداخته بودن. خوبي دموكراسي به همينه كه كارفرما و كارگر و وزير و وكيل، همه يه راي دارند. آخر روز كه داشتم از وسط خيابون هاي شلوغ بالاشهر مي بردمشون محل استراحتشون، ميون بوق و دود و آتيش، و چشم هاي مضطرب و لب هاي بسته كارگرها، معني اين جمله رو هم كه بي قانوني منجر به ديكتاتوري ميشه خوب فهميدم. پيش خودم فكر كردم اگه قرار باشه اين همراه هاي من و يا هر كس ديگه اي كه نظري مخالف با اين آدماي رنگي تو خيابونا داره، بخواد با همين روش از خودش دفاع كنه چي ميشه! البته نتونستم تصور كنم چي ميشه.
باز جاي شكرش باقي ميون اين همه چيزي كه توي اين حوادث بعد از انتخابات از دست داديم، معني چند تا جمله مجهول برامون مشخص شد!
اين روزها شاهد وقايعي هستيم كه مطمئنآً سود آن نصيب من و شما نخواهد شد. مي گوييم بنا بر برخي شواهد، احتمالاً در انتخابات تقلبي صورت گرفته است و حق خود را پايمال شده مي بينيم. اين حق ماست كه در اين رابطه ناراحت باشيم و حتماً نبايد تا روشن شدن قضيه كوتاه بياييم. حق طلبي يك حس پاك است و پيگيري حق يك وظيفه است. اما بحث من در اين جا طريقه پيگيري اين حق است.
مسلماً هيچ يك از من و شما خوشحال نخواهيم شد اگر بعد از مدتي متوجه شويم اين احساس پاك حق طلبي دستمايه اي شده براي تصفيه حساب عده اي از عده اي ديگر. در اين فضاي احساسي و زماني كه فتنه فضاي افكار و احساساتمان را مه آلود كرده است، لازم است صبر پيشه كنيم و به گفته مولايمان علي (ع) مانند بچه شتري باشيم كه نه كوهان دارد كه كساني بر او سوار شوند و نه شيري دارد كه او را بدوشند.
ايران عزيز را بايد ساخت. تصميم گرفتيم كه قله هاي انسانيت را در اين كشور فتح كنيم. رشك اغيار به اين سرزمين كهن بي دليل نيست. ايراني زيبا و آراسته، زشتي سيماي آنان را نمايان مي كند. ايراني آباد با پرچمي برافراشته از فرهنگ و جهانبيني ايراني و اسلامي چشم و دل تمامي مردمان را به سوي خود خواهد گرداند. تمام تلاش دنياي مقابل اين است تا ايران را نيز همرنگ خود ببيند. همرنگ دنیایی رنگارنگ و شلوغ که زجه های روح انسانیت در آن شنیده نمی شود. دنیایی آزاد و آزادی پرست که آزادی را به قیمت جان یک ملیون عراقی به آنان هدیه داده است. دنیایی آنچنان طرفدار حقوق بشر که حاضر است برای حفظ آن صدهاهزار زن و مرد و کودک را در شعله های محبت هسته ای خود بسوزاند. دنیایی که در آن سکوت در برابر به آتش کشاندن هزاران مردم گرسنه و محصور به عنوان ادب دیپلماسی تعبیر می شود و سخن گفتن از آن به جنایت تعبیر می شود. دنیایی که در آن جایزه صلح نوبل به اژدهاای کوتاه قد و چاق تعلق می گیرد. دنیایی پر از رنگ و شلوغ

(قله دماوند)
چه چيز در حال رخ دادن است كه چشمان طمع بیگانه را به سمت ایران عزیز ما خيره كرده است؟
تقلب در انتخابات امري بسيار دشوار است و حتي با فرض وجود تقلب پيگيري موضوع از مجاري قانوني مسيري هموار دارد. اين موضوع در موارد مختلف توسط مسئولين وقت در دولت هاي مختلف بيان شده است. روند انتخاب بدين گونه است كه پس از راي گيري و با حضور قريب به 20 نفر هيئت اجرايي و ناظرين فرماندار و شوراي نگهبان و همچنين ناظرين كانديداها شمارش آرا صورت مي گيرد. تجربه شخصي بنده كه چندين نوبت ناظر بوده ام اين است كه اين تعداد افراد حاضر در پاي صندوق هم هر يك از قشري از مردم اند كه از مجاري مختلف بر سر صندوق حاضر شده اند. صورت جلسه نتايج راي گيري در چندين نسخه و با امضاي سرناظرين براي مراكز مختلف فرستاده مي شود و يك نسخه نيز به همراه راي ها در صندوق راي گيري گذاشته شده و مجدداً پلمب مي شود. در صورت لزوم تك تك برگه هاي راي قابل پيگيري مي باشند، چرا كه برگه هاي راي داراي شماره سريالي است كه با توجه به ثبت مشخصات راي دهنده در ته برگ، فرد صاحب هر برگ راي مشخص می باشد. لذا به نظر بنده در صورت بروز تخلف اثبات اين امر از طرق قانوني ممكن و بسيار كم هزينه تر از روش كنوني است.
باید بدانیم فضاي تيره شده از اعتراضات غير قانوني نقابي است بر چهره عده اي براي آشوب و اغتشاش. در اين فضاي غبارآلود جرقه هايي زده مي شود كه قطعاً آتش آن دامان من و شما را خواهد گرفت. از هر گروه و سمتي كه باشيم. بخواهيم يا نخواهيم مسئول اصلي اين ماجرا افرادي اند كه با رفتار خود دستبند از دست مجرمان برداشته اند.
ایران را بسازیم، اما نه بعد از آنکه آن را به دست خود ویران کردیم.

